شب شد خیال آمدنت را به من بده
حسِ عزیز در زدنت را به من بده
امشب شبیه عشق رها شو درون من
روحِ شگرفِ بی بدنت را به من بده
ای مثل صبحْ آمده از لمـسِ آفتاب
من سردم است پیرهنت را به من بده
اینجا میان موزهی شب خاك می خورم
یك شب هوای پرزدنت را به من بده
"بهمن ساکی"
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر