۱۳۹۲ فروردین ۲۳, جمعه

مردم بی لبخند



بر کدام جنازه زار می زند این ساز؟
بر کدام مرده ی پنهان می گرید، این سازِ بی زمان؟

در کدام غار بر کدام تاریخ می موید،
این سیم و زِه ، این پنجه ی نادان؟

بگذار برخیزد مردمِ بی لبخند
بگذار برخیزد !

زاری در باغچه بس تلخ است
زاری بر چشمه ی صافی
زاری بر لقاحِ شکوفه بس تلخ است

زاری بر شراعِ بلندِ نسیم
زاری بر سپیدارِ سبز بالا بس تلخ است.

بر برکه ی لاجوردینِ ماهی و باد
چه می کند این مدیحه گویِ تباهی؟

مطربِ گور خانه به شهر اندر چه می کند ،
زیرِ دریچه هایِ بی گناهی؟

بگذار برخیزد مردم بی لبخند
بگذار برخیزد !

احمد شاملو

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر